بیست و چهار ماه با فرزندم
دردانه ی مادر هر سال با سالروز تولدت بهار را به خانیمان می آوری و یاد اولین بهار با هم بودنمان را برایمان تداعی می سازی. چه بهاری بود آن سال که تو را در آغوش داشتم و چه بهاریست امسال که در کنارم هستی ، هم پا و هم نفس و هم صحبت لحظه های تنهاییم. با وجود شیرینت دیگر تنها بودن برایم بی معنی گشته، و لحظه لحظه ی زندگیم مملو از عطر دلنشین تو. ای بهار زندگیم، همچون بهار، بهاری باش و دلنشین. و باز ۲۶ اسفندی دیگر، تولد سه نفری در خانه، پسر، پدر، مادررر . ...
نویسنده :
مامان و بابای امیرعلی
23:51









